آبتين كارمند مي شود...
امروز با مامان رفتم اداره. تا مامان تو اداره تنها نباشه.
كلي تو راهرو جبغ كشيدم و ذوق كردم آخه يه آكواريوم بزرگ تو راهرو بودبا يه عالمه ماهي خوشگل . تازه كلي هم با مامان تو محوطه اداره گشت زديم تا من خسته شدم و خوابيدم و وقتي بيدار شدم پدر جون اومد دنبالمون تا با هم بريم خونه.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آبتين كارمند مي شود...
